تبليغاتX
دستخط

دستخط

سلام دوستان!!!

منم رفتم خونه جدید!!!

 

وظیفه حکم میکنه شما هم بیاید!!!

 

http://dastkhat89.mihanblog.com/

 

 

همه چیزش رو عین همین وبلاگ درست کردم که غریبی نکنید!!!!!!!!!!!!!!!

پیوندها به مرور انتقال داده می شوند.

 

آقای شیرازی رفتن من فقط و فقط به نشانه اعتراض است!!!!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم خرداد 1389ساعت 2:10  توسط الهام 

در آستانه 22 خرداد

      ۱۳۸۹/۳/۲۵  :

برای وبلاگ های تخریبچی و معبر سایبری که بلاگفا مسدودشان کرده.... و برای دوئل که تهدید شده....

و برای تمام همسنگری ها..... 

امروز وبلاگ تک تیر انداز هم مسدود شد!

دوئل هم مسدود شد!!!!

آقای شیرازی تا کجا می خواهید پیش بروید؟؟!!!

به کوری چشم دشمنان بسیجیان حضرت ماه باز هم در صحنه خواهند ماند.....

آدرس جدید دوئل:   www.duelfa.com 

آدرس جدید تخریبچی:  http://takhreebgar.blogfa.com/

 

 

 

                   

                          


 

 

 22 خرداد در راه است....

 پارسال در همین روزها بود که به جای درس خواندن پای ثابت مناظره ها و بحث های نه چندان دوستانه با دوستان شده بودم!!

 چه روزایی بود ! روزها سایت ها را بالا و پایین میکردم و شب ها مناظره ها و فیلم های تبلیغاتی و مصاحبه ها را میدیدم!!! خلاصه درس خواندن به خاطرات پیوسته بود!!!

  در کلاس عربی بحث بر سر این بود که «عربیه» به «دول» بر می گردد یا به «خلیج» و اینکه اگر شیخ در کنکور شرکت می کرد عربی چند درصد میزد؟؟!! حیف که آمار نداشتیم که در آن قطعا بحث میکردیم که مهندس این نمودارها را از کجا آورده!!! 

 نام مهندس که باید به سبب استفاده از یک کلمه به دفعات در یک برنامه در کتاب رکوردها ثبت شود و البته مناظره شیخ به عنوان پر سوتی ترین مناظره!!! اصلا جناب شیخ شخصاٌ یک کتاب رکورد هستند!!! سردار هم آنقدر حرف های عجیب و غریب زده بود و شخصا چیزی از حرفهایش دست گیرم نشد فقط همین را فهمیدم که میگفت من می آیم جلو دوستان در سایه و یواشکی کارهاشان را بکنند یا دوستان می آیند جلو و من در سایه ... ؛ ایران را هم می خواست تکه تکه کند به گمانم! چند تکه اش یادم نیست ؟! سردار ! ما ایران را یک تکه ای و یه جا میخواهیم!!!

 یادش بخیر ! چه قدر شعار درست شده بودم اون موقع، یادتون هست؟

آزادي انديشه با چيز و چيز نميشه

مالك اشتر علي، تو انتخاب اولي

نصر من الله و فتح قريب درود بر احمدي بي رقيب

محمود احمدي‌نژاد، ريشه‌كن ظلم و فساد

احمدي‌، احمدي، حمايتت مي‌كنيم

ابوالفضل علمدار احمدي رو نگهدار

سبز شده سبز ريا مهدي بيا مهدي بيا

كي خسته است............. موسوي و هاشمي

احمدي قهرمان 4 سال ديگر بمان

.

.

.

.

.

 

خلاصه....

 دکتر رای آورد و اونم چه رایی!! بیچاره شیخ در رای آوردن هم سوژه شد!!!

 22 خرداد برای همیشه به یاد همه می ماند با تلخی ها وشیرینی هایش و به نسل های بعد خواهیم گفت که مردم ایران در 22 خرداد 1388 جانی دوباره به انقلاب دادند و رای نه به احمدی نژاد که به رهبر دادند... 

 

                        

خداوند را سپاس كه بار ديگر ايران را سرافراز و مردم هوشمند ما را به آفرينش حماسه‌ى ماندگار ديگرى موفق ساخت. بيست و دوم خرداد يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت، برگ زرينى شد از كتاب سرنوشت ايران كه مردم ما سطر سطر آن را با همت والا و عزم استوار خود نگاشته و هشيارى و پايدارى خود را به حراست از آن گماشته‌اند. حضور هشتاد و پنج درصدى در پاى صندوقهاى رأى در انتخابات اخير، نشانه‌اى آشكار است از احساس دلبستگى و غيرت و اهتمامى كه اين ملت كهن و پرافتخار، به دسترنج سى ساله‌ى خود ميورزد و اميد و آرزوئى كه به كمال و اعتلاى آن و زدودن كاستى‌ها و كجى‌ها از آن در دل ميپروراند...

 «حكم تنفيذ دهمين دوره‌ى رياست جمهورى اسلامى ايران، 1388» 


۳ تا طرح جدید زدم....

فردا امتحان دارم!

ما رفتیم تا بعد امتحان ها!

  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم خرداد 1389ساعت 0:0  توسط الهام  | 

به جنبش ضد فیس بوک بپیوندید

ای مسلمان!! سکوت جایز نیست. فیس بوک، محور وحدت اسلامی را نشانه رفته است!!

فيس بوك طي اقدامي شيطاني از كاربران سايت خود خواسته است تا كاريكاتورهاي موهن خود از حضرت محمد را به اين سايت ارسال كنند.

بدنبال اقدام شيطاني فيس بوك در فراخوان كاريكاتورهاي موهن حضرت محمد جنبش وبلاگی در تحریم این تارنمای یهودی، از تمام مسلمانان معتقد می خواهد در این جنبش شرکت نمایند.  (کافی است  لوگوی مربوطه در را در بالاترین پست وبسایتتان جهت اطلاع همگان درج نمایید)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 20:21  توسط الهام 

وقتی انسان جو گیر میشود!!!!

 

سلام!!

باز هم طبق معمول همیشه دیر به روز کردم !! 

سرم خیلی خیلی شلوغ بود!!

امتحان های میان ترمم که داشتم....(البته هر کاری کردم به جز درس خواندن!! به شدت عذاب وجدان دارم!)

۳ بار رفتم نمایشگاه و کلی کتاب خریدم!!! خداییش این ۵۰ درصده حال داد مخصوصا وقتی هم از کارت خودت استفاده کرده باشی هم از کارت دوستت!!!(مریم جون خیلی خیلی مرسی!!!)

در میان انبوه کتاب هایی که خریدم یک کتاب آموزش فتوشاپ هم خریدم(خب خوب بلد نبودم مگه چیه؟؟!!!)

به همین سبب جوگیر شده و یک سری طراحی انجام دادم!!!

طرح ها را در زیر گذاشتم( مبتدی ام !!!!! زیاد نخندید!!!!!)

خوشحال میشم نظراتتون رو بدونم!!!

 

 

 

 

 یه هدر هم برای وبلاگ طراحی کردم که شاید استفادش کردم.(چطوره؟)

چیزی که برای هدر مد نظرم هست چیز دیگه اییه ولی پیدا کردن عکساش خیلی سخته! فعلا موقتاً اینو میذارم(در اولین فرصت!) تا عکسایی که میخوام بیابم.

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 15:45  توسط الهام  | 

شهادت

 
سلام
اگر نظرات اخیر دستخط را دیده باشید متوجه شدید که یک نفر از دشمنان ولایت نظراتی در توهین به آقا و ولایت و... گذاشته .دوستان هم جواب دادند .
نظرات مربوط به این بحث حذف شد.
بدین وسیله از دوستان عزیزم که جواب این سبزی ضد ولایت را دادند به علت حذف نظراتشان عذر خواهی میکنم.
 
 

دکتر شریعتی:

خواستم بگویم، كه فاطمه دختر محمد است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه همسر علی است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه مادر حسین است.

دیدم كه فاطمه نیست.

خواستم بگویم، كه فاطمه مادر زینب است.

باز دیدم كه فاطمه نیست.

نه، این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست.

 

«فاطمه، فاطمه است»

 

 

ای بانوی زیبا،
نامت را در آسمانها شنیده بودم و از روزی که خلق شدم شیفته برق زیبای چشمان تو بودم ،
نمیدانم چه رنجی کشیدی تا عشق را به جهانیان بیاموزی .
اما این رنجها تورا از پای در نیاورد،
چشمانت را به خورشید و قلبت را به آسمان دوختی ، تا هر کس و هیچکس نتواند تورا در راه عشق از پای در آورد.
عشق ورزیدی و زخمها خوردی ، از نامردمانی که به ظاهر تورا دوست داشتند و تو خوب میدانستی که نیرنگی بیش
نبودند و دیگر هیچ.
در چشمانت که خیره شوم رنج سفر را خواهم دید ،
و خواهم دید سختی راه عشق را که چون کمانی قامتت را شکست .
اما تو از پای نایستادی ، ای زیبای من
آنقدر غصه خوردی که قلب آسمانیت دیگر توان تپیدن نداشت .
همین گیسوان سپید که جایگاه امنی برای کبوتران زخم خورده است گواه عمق عشق والای توست.
در راه عشقت پدرت را گزاردی و پر زد ، و تو میدانستی که دیر زمانی نخواهد گذشت تا به او خواهی رسید.
می خاستند همسرت را نیز از تو بگیرند اما تو هستیت را در گرو آزادی او به دست همان نامردمان سپردی
که روز دوستت داشتندو اکنون ...
اکنون اینگونه حرم تو را میشکنند.
درب خانه ات را به آتش کشیدند و با دستان نامحرمشان با عشق ، طرح نیلی بر روی زیبا و لطیف تو حک کردند.
درب شعله ور را آنچنان بر سینه تو کوبیدند که مسفر کوچکت بال گشود و نیامده عزم سفر کرد.
واینگونه معنای حقیقی عشق را به جهانیان آموختی .
و امروز پس از عبور از میان قرنها خمواره اعجاز نام زیبایت قلب هر عاشقی را جایگاه عشق زیبای تو میسازد.
که ریحانه هستی و خوشبوترین یاس بهشتی .
طاهره و پاکتر از هرچه زلال است و تهی از هرچه زشتی و پلیدیست.
چشمانت را تا ابد می پرستم و از اعماق وجود به تو عشق خواهم ورزید.
جرعه جرعه از جام تو خواهم نوشید و مست و شیدای نام زیبای تو خواهم ماند
و با تمام وجود فریاد خواهم زد که
خاک آستان پاک تو هستم
فاطمه
بنت نبی.

 

 

   http://chemidanid.blogspot.com

 

 

 

قرنها بگذشته بر اين ماجرا اما هنوز                         داغ هجده ساله زهراى جوان دارد بقيع

كس نميداند چرا يا قرة عين الرسول                        منظره فصل غم انگير خزان دارد بقيع

آخر اينجا قصه گوى رنج‏بى پايان تست                     غصه و غم كاروان در كاروان دارد بقيع

خفته بين منبر و محرابى اما بازهم                          از تو اى انسيه حورا نشان دارد بقيع

راز مخفى بودن قبر ترا با ما نگفت                           تا بكى مهر خموشى بر دهان دارد بقيع؟

شب كه تنها ميشود با خلوت روحانى‏اش                 اى مدينه انتظار ميهمان دارد بقيع

شب كه تاريك است و در بر روى مردم بسته‏اند          زائرى چون مهدى صاحب زمان دارد بقيع

كاش باشد قبضه خاكم در آن وادى «شفق‏»              چون ز فيض فاطمه خط امان دارد بقيع

 

محمد جواد غفور زاده كاشانى (شفق)

 

 

زآن روزی که سیلی خورد زهرا

سیه شد روزگار اهل معنا

شنیدم زعارفی که می فرمود

حکم فرج را کند زهرای سیلی خورده امضا

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اردیبهشت 1389ساعت 10:57  توسط الهام  |